چرا کارآفرینی در مهاجر ها بیشتر است؟

هر ساله افراد زیادی به امید یافتن فرصتهای بهتر شغلی، زادگاه خود را ترک و به کشور دیگری مهاجرت میکنند تا به رؤیاهایشان برسند. البته بعضی از این مهاجران، به موفقیت دست مییابند و بر اساس بررسیهای انجام شده، تعداد قابل توجهی از کارآفرینان را مهاجران تشکیل میدهند. در این مقاله نیز قصد داریم که به بررسی پاسخهای ممکن برای این پرسش بپردازیم که، کارآفرینی در مهاجر ها و علاوه بر بیان نتایج پژوهشهای گذشته، پژوهش تازهای را شرح میدهیم که در آن، رابطهی میان موفقیت کارآفرینان مهاجر و تجربیات میانفرهنگی آنها مورد بررسی قرار میگیرد.

داستان زندگی این افراد، نمونههای برجستهای از الگویی گسترده است. در ایالات متحده، احتمال کارآفرینی در مهاجر ها ، تقریبا ۲ برابر شهروندان بومی و متولد آمریکاست. ۲۷٫۵ درصد از کارآفرینان این کشور، مهاجر هستند، در حالی که آنها تنها ۱۳ درصد جمعیت آمریکا را تشکیل میدهند. دستکم یکی از مؤسسان حدود یک چهارم تمام شرکتهای فناوری و مهندسیِ تأسیس شده در ایالات متحده بین سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۱۲، مهاجر بوده است. البته این الگو فقط در ایالات متحده مشاهده نمیشود؛ دادههای به دست آمده از دیدهبان جهانی کارآفرینی ۲۰۱۲ نشان میدهد که در اکثریت قریب به اتفاقِ ۶۹ کشور بررسی شده، فعالیتهای کارآفرینی گزارش شده (به ویژه فعالیتهای مرتبط با ریسکهای رُشدگرا) در میان مهاجران، نسبت به بومیان بالاتر بوده است. پژوهشها نشان داده است که اثرات انتخاب و تبعیض میتواند عامل محرک این پدیده باشد.
چرا مهاجرها کارآفرین ترند
آزمایش دیگری نیز انجام شد که در آن، همین اثرات با استفاده از گروه نمونهای که تجربیات میانفرهنگی بلندمدتی داشتند (۹۶ کارآفرین مهاجر در اتریش) مورد بررسی قرار گرفت. در این آزمایش، گروه نمونه به طور تصادفی به ۲ گروه تقسیم شد. کارآفرینی در مهاجر ها با استفاده از تکنیکی به نام پیشزمینهسازی (priming، برانگیختنِ معانی مرتبط در حافظه، پیش از انجام یک کار یا فعالیت)، از گروه آزمایش خواسته شد که تجربههای خاصی را از زندگی خود در خارج از کشور به یاد بیاورند تا بدین وسیله، خاطرات و ارتباطات مربوط به تجربههای میانفرهنگی خود را فعال کنند. از گروه کنترل نیز خواسته شد تا تجربههایی خنثی را به یاد بیاورند که ارتباطی با خاطرات میانفرهنگی آنها نداشته باشد.
این یافتهی مهم که (تجربیات میانفرهنگی، توانایی شناسایی فرصتها را افزایش میدهد)، میتواند اهمیت زیادی برای کسبوکارها، کارآفرینان و سیاستگذاران داشته باشد. نتیجهی این پژوهش، بر ارزش تجربهی کاریِ میانفرهنگی یا تجربهی مهاجرت برای کارآفرینان و شرکتهای کارآفرینی تأکید دارد. کارآفرینان و مدیران میتوانند از طریق زندگی در خارج از کشور و مقایسه کردنِ سیستماتیک آنچه در بازارهای دیگر مشاهده میکنند، به دنبال ایجاد چنین تجربیاتی باشند.

ممکن است نادیده گرفتنِ اثر مثبت تجربیات میانفرهنگی بر شناسایی فرصتها، برای شرکتها زیانآور باشد. اگر کارکنان مقیم خارج از کشور، هیچ فرصتی برای استفاده از ایدههای خوب خود در داخل شرکت پیدا نکنند، کارآفرینی در مهاجر ها احتمالا از ایدههایشان در خارج از آن شرکت استفاده میکنند. پژوهشهای قبلی نشان داده است که بسیاری از کارکنان مقیم خارج از کشور که با نبود فرصتهای پیشرفت، مشاورهی شغلی و جایگاه مناسب روبرو میشوند، مدت کوتاهی پس از به پایان رساندن مأموریت خارج از کشور، شرکت خود را ترک میکنند. نتایج به دست آمده نشان میدهد که برخی از آنها شرکت خود را به منظور بهکارگیری فرصتها، برای کارآفرین شدن ترک میکنند.
تقویت یادگیری و بهکارگیری دانش میانفرهنگی
نتایج پژوهش فوقالذکر در حوزهی سیاستهای مهاجرتی نیز کاربرد دارد. سازمان ملل متحد برآورد میکند که در سراسر جهان بیش از ۲۴۰ میلیون مهاجر و پناهندهی موقت و دائم وجود دارد. نتایج این پژوهش، به توضیح فعالیتهای کارآفرینیِ بالاتر از متوسطِ این گروه کمک و بر اثرات مثبت مهاجرت بر اقتصاد، تأکید میکند. نیازی نیست که مهاجرت، بازیِ با حاصلجمع صفر (zero-sum game) یا «جنگی برای استعداد» (war for talent) باشد که در آن، کارآفرینی در مهاجر ها، فعالیتهای کارآفرینی در یک کشور را به بهای کاهش این فعالیتها در کشور دیگر انجام دهند. در واقع مهاجرت میتواند از طریق تقویت یادگیری و بهکارگیری دانش میانفرهنگی (که در شناسایی فرصتهای سودآور به فرد کمک میکند)، در پرورش تواناییهای کارآفرینی مؤثر باشد.
منبع: آکادمی بال پرواز
آکادمی بال پرواز | مرکز تخصصی آموزش کسب و کار و بازاریابی و موضوعات انگیزشی و موفقیت